تبلیغات
دلنوشتها غمگین | دلنوشته ها - آسمان باش...
پنجشنبه 9 مهر 1394

آسمان باش...

   نوشته شده توسط: امید جهانشاهی    

مادری پیر مرا،

نکته ای زیبا گفت!

از بد دنیا گفت!

گفت طاووس مشو

که به عیبت خیزند،

گر شوی شعله شمع،

زیر پایت ریزند!

گفت: پروانه مشو،

که به سرگردانی،

لای انگشت کتاب،

سالها میمانی!

نه زمین باش نه خاک،

که تو را خوار کنند،

وانگهی ذهن تو را،

پر ز مرداب کنند!

آسمان باش که خلق،

به نگاهت بخرند!

وز پی دیدن تو،

سر به بالا ببرند.




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر